ابی به خانه دوستش می رود و به او خبر خوش می دهد که او در قرعه کشی پنجاه میلیون دلار برنده شد. او فقط شوهرش بیل را در خانه می یابد و در عوض به او خبر خوب می دهد. بیل بسیار هیجان زده شد و ابی را می بوسد که انگیزه او را به جای اخلاقش زیر سوال می برد. بیل به او اطمینان می دهد که مدتی است می خواهد این کار را انجام دهد و نه به این دلیل که او اکنون ثروتمند است. حیف که بیل متوجه نمی شود اول کون های متحرک آوریل است.